تبليغاتX
کانون تفاهم

کانون تفاهم

اتباع افغانستان حق دارند به منظور تامین مقاصد مادی و یا معنوی مطابق قانون جمعیت ها تاسیس نمایند

پیشنهاد کانون تفاهم به کمیسیون انتخابات (بامیان)

بنام خدا

                                                                                                         تاریخ18/8/1387

ریاست محترم کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان؛

شهروندان افغانستان به موجب ماده سی سوم قانون اساسی، حق دارند به صورت مساوی در انتخابات آزاد وعادلانه شرکت کنند وزمامداران و ناظرانی را که درمهار قدرت سهم می گیرند، انتخاب نمایند. یکی از معیار های انتخابات عادلانه، دسترسی تمام شهروندان واجد شرایط به مراکز ثبت نام است. چون ثبت نام رائ دهندگان، پیش شرط اساسی برای شرکت در انتخابات است و در حفظ حق رائ اهمیت حیاتی دارد.

روند ثبت نام درولایت بامیان از پانزدهم میزان آغاز شد و انتظار می رفت بیش از 135 هزار نفر در این روند شرکت کند، اما براساس یافته های اعضای کانون تفاهم وتائید برخی از منابع، تعداد افراد ثبت شده، مطمئینا یک ثلث رقم پیش گفته را نیز احتوا نمی کند ودرساحات زیادی، خصوصا درولسوالی های یکاولنگ، ورس، پنجاب ومرکز ولایت بامیان، تعدادی زیادی از افراد واجد شرایط بدون ثبت نام مانده اند. اگربه ثبت نام همین افراد اکتفا شود، تعداد زیادی از شهروندان ولایت بامیان، از حق رائ، که از اساسی ترین حق بشری وشهروندی این مردم است، محروم می گردند.

کانون تفاهم به عنوان یک سازمان مدنی مستقل، به ریاست محترم کمیسیون مستقل انتخابات پیشنهاد می نماید که با توجه به صعب العبور بودن این مناطق وفاصله زیاد محلات مسکونی از مراکز ولسوالی ها، مدت ثبت نام را در ولایت بامیان تمدید نموده وتیم های سیار را ماموریت دهد که  افراد واجد شرایط باقی مانده راثبت نام کنند. بدینترتیب همه واجدین شرایط از مهمترین حق بشری خویش بهره مند گردند.

 

با احترام

محمد اسلم احمدی

مسئول دفتر بامیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:40  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

بیانیه کانون تفاهم بمناسبت تعرض کوچی ها به ولسوالی های بهسود 1387

 

بـه نــام خــــدا

 

كوچي‌گري همواره پوشش خطرناكي براي سياست‌هاي فاشيستي حكومت‌هاي استبدادي در تاريخ افغانستان بوده است

 

مردم آزاده و شرافتمند افغانستان،

امسال نيز، مثل سال‌هاي گذشته، نزديك به دو ماه مي‌شود كه بهسود مورد تجاوز كوچي‌ها قرار گرفته است كه در اثر آن بيش از پانزده نفر جانش را از دست داده اند، بيش از بيست‌هزار خانواده آواره شده اند، ده ها خانه به آتش كشيده شده است،  هزاران نفر بي‌سرنوشت شده و زندگي و آرامش خود را از دست داده اند، ده‌ها باب مكتب و کلنیک مسدود شده است... و هر روز هم دامنه‌ي فاجعه بزرگ‌تر و عميق‌تر شده مي‌رود.

كوچي گري همواره پوشش خطرناكي براي سياست‌هاي تجاوز‌كارانه و فاشيستي حكومت‌هاي استبدادي در تاريخ افغانستان، از بدو تشكيل اين كشور، بوده و همواره توسط حكام ظالم و متعصب و فاشيست افغانستان مورد حمايت و تشويق بوده است. امير عبدالرحمان خان، حاكم خونخوار افغانستان، بعد از سركوب اقوام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10:25  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

برگزاری امتحان آزمایشی کانکور در بامیان

کانکور آزمایشی در مرکز بامیان

امتحان کانکور آزمایشی برای 350 نفر از دختران و پسران بامیان برگزار گردید.

این امتحان که از سوی نهاد مستقل و فعال مدنی (کانون تفاهم) برگزار شده بود که هدف از برگزاری این امتحان آزمایشی  آگاهی دادن و بالا بردن ظرفیت شاگردان در بامیانبود.  

این امتحان که ساعت یک بعد از روز یکشنبه 27 جوزای 86 در لیسه ذکور مرکز بامیان برگزار شد، حدود 150 نفر از طبقه اناث و 200 نفر از طبقه ذکور که از چهار لیسه (ذکور مرکز، لیسه اناث مرکز، لیسه نسوان شیرین هزاره و لیسه ذکور فولادی) بود شرکت نمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 8:2  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

بنام خدا

بیانیه کانون تفاهم

 

( بمناسبت تعرض کوچی ها در ولسوالی حصه دوم بهسود )

 

 کوچی ها محصول دیدگاه تبعیض آمیز نظامهای قبلی ومیراث به جامانده از ساختاراجتماعی قبیلوی است. کوچی هادر ساختار جامعه افغانستان در گذشته و امروز، یکی از بزرگترین چالشها در راستای مدنی شدن جامعه افغانستان هست. و این پدیده وابسته به هیچ یک از اقوام ساکن در افغانستان نیست.بلکه نمادی از یک جامعه بدوی و ماقبل مدنیت است که در دنیای امروز و در ساختار جامعه امروز، جای برای خود، با آن ویژگی کوچی گرایانه اش ، ندارد. و این مشکل  متوجه دولت و نظام سیاسی افغانستان است، تا باشد که در جهت حل این معضل گام های عملی و معقولی را بردارد.

کوچی ها، در طول دهه های قبل در بسا نقاط کشور و به ویژه در هزاره جات ، به عنوان یک مشکل اجتماعی مطرح بوده اند. ولی با توجه به تغیراتی که در نحوه زندگی مردم، پس از سی سال اخیر بوجود آمده ، وبا توجه به افزایش نفوس در هزاره جات ، حضور کوچی ها، به آن شیوه زندگی کوچی گری اش و با آن روحیه غارت گرانه اش، به  یک بحران تبدیل شده است. که هرازگاهی منازعات بزرگ اجتماعی را می آفریند.

بهسود، یکی از این کانون های بحران است. همزمان با ورود طالبان ،  کوچی ها وارد منطقه کجاب بهسود شدند.وتا سال 1380 به تخریب زمین ها وزراعت آن مردم می پرداختند.درجریان همین سالها یک زن رادرمنطقه با غک کجاب به قتل رساندند وزیورات واموال خانه این فامیل را به غارت بردند.درسال  1382 ( پس ازشکل گیری نظام جدید درکشور ) کوچی ها دوباره به کجاب هجوم آوردند اما مردم محل مانع آنها شدند ، کوچی ها به مردم سند دادند که ما در ولسوالی حصه دوم بهسود چراگاه ومیله جای نداریم ، شما مارا صرف  برای یک سال به عنوان مهمان درین منطقه بپذیرید . برخلاف این تعهد کوچی ها درسال 1383 دوباره درمنطقه وارد شدند.اینبار درقریه بابه کجاب  یک مرد را به تاریخ  27 جوزا 1383 به قتل رساندند. وزمین های مردم را تخریب کردند. به تعقیب آن درسال 1384 مثل سالهای گذشته مغرورانه وبی باکانه به تخریب زمین های للمی کار وآبی کارمردم دست زدند.وبازهم شخص دیگری را به تاریخ 6 / 5 / 1384 به قتل رساندند.

 در سال گذشته نیز کوچی ها صدها جریب زمین زراغتی مردم را، در قریه های مختلف بهسود وازجمله کجاب ، علف چر مواشی خویش ساختند.هرچه مردم داد وفریاد کردند، صدای شان به جای نرسید. درحالی که این کوچی ها معترفند که سندی مبنی برداشتن میله جای و چراه گاه در بهسود ندارند وچراگاه شان جای دیگر است.

 در سال جاری، این بحران، ازین هم  پارا فراتر گذاشته و حضور کوچی ها و غارت گری آنها، باعث کوچیدن اضافه از سه صد خانواده ، به آتش کشیده شدن ده ها خانه، کشته شدن حد اقل دو نفر، آواره شدن صدها انسان که شامل، زنان، اطفال، پیره مردان و پیره زنان می شوند، گردیده است. در حصه دوم بهسود، حد اقل 25 قریه از سکنه خالی شده است. که این یکی از جدی ترین وقایع اسفناک اجتماعی در سطح کشور، بعد از سقوط طالبان به حساب می آید، به ویژه سوختاندن خانه های مردم به صورت دسته جمعی.

کانون تفاهم، به عنوان یک نهاد مدنی مستقل و بی طرف، ضمن تقبیح این عمل ناروای کوچی ها، از وقوع این حادثه رقت بار، نهایت تاثر خود را در هماهنگی با آواره گان بهسود ابراز می دارد و بابیجا شدگان و آسیب دیدگان این حادثه اظهار همدردی می کند. وموارد آتی را برای دولت و مردم افغانستان، قابل یاد آوری می داند:

  1. دولت افغانستان باید، به قضیه مردم آواره بهسود، به صورت جدی وفوری رسیدگی نموده وعاملین این حادثه را مورد پیگرد قانونی قراردهد. و در این راستا نماینده گان مردم در پارلمان ، کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان ، نهاد های مدنی و سازمانهای ملی وبین المللی باید مسئولیت های انسانی وقانونی خویش را - هر یک از موقف خود- ادا نماید.و به ویژه ازکمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان به عنوان بزرگترین نهاد حامی حقوق بشر، می خواهیم که به این مورد نقض حقوق بشر رسیدگی نموده وبرروند پیگیری آن توسط دولت نظارت نماید.
  2. دولت وبویژه پارلمان افغانستان با شیوه زندگی  کوچی گری، باید برخورد عقلانی نموده و، در جهت اسکان کوچی ها وافراد بی بضاعت ، جای مناسبی را برای آنان تدارک ببیند. تا آنان به صورت قانونی همانند سایر شهروندان جامعه افغانستان به زندگی آبرومندانه ای پرداخته واز حق مسکن مناسب برخوردار گردند.  زیرا از یک سو، کوچی ها شهروندان افغانستانند وباید ازحقوق شهروندی خویش برخوردارشوند.واز سوی دیگرحقوق شهروندی سایر شهروندان کشور نیزقربانی زندگی بدوی کوچیان نگردد. ولی با یک چنین ساختار اجتماعی، نه کوچی ها به حقوق انسانی شان می رسند و نه این مشکل از سر مردم ساکن در افغانستان رفع می گردد.
  3. آنگونه که تذکر رفت ، بیجاشده گان مردم بهسود در وضع رقت باری به سرمی برند. ودر معرض خطرمرگ بخاطرگرسنگی قرار دارند، بنابرین کانون تفاهم از تمامی موسسات خیره ، مردم ودولت افغانستان می خواهد که به کمک مردم بی پناه بهسود بشتابند و با کمک های خیره و فوری شان جان صدها هم وطن خویش را نجات بدهند.

 

با احترام

کانون تفاهم

23 / 3 / 1386

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:34  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

بیانیه کانون تفاهم

 (به مناسبت روزجهانی زن )

حکایت زن در تاریخ مدام حکایت ستم کشیدن ، قربانی شدن وزندانی بودن او در چهاردیواری خانه است.از زنده به گورکردن دختران درجامعه قبیلوی عرب ، تا محروم بودن زنان ازحقوق سیاسی، اجتماعی ومدنی شان در جوامع بدوی دیگر ، گویای این حکایت  تلخ می باشد.

 سرگذشت غم انگیززنان درتاریخ، تنها به دوران حاکمیت تفکر قبیلوی خاتمه پیدانمی کند بلکه درعصرحاضرنیز، به گونه های متفاوت تداوم می یابد ودرکشورهای مختلف، به انحای گوناگون حقوق انسانی آنان مورد تهدید قرارمیگیرند.

افغانستان یکی ازکشورهای است که، نقض حقوق زنان دران بصورت گسترده درازمنه های مختلف صورت گرفته است. که خشونت های خانوادگی ، ازدواجهای ارجباری ، بد دادن  و..نمونه های ازین گونه تخطی هاست. وهنوزهم یک امرمرسوم ورایج درجامعه می باشد و هراز گاهی انسانهای رابه قربانی میگیرد. نظام اجتماعی قبیلوی ، تفسیرسنتی ـ قبیلوی ازدین ، نظامی سیاسی استبدادی ، ایدئولوژیکی وطالبانی، جهل وبی سوادی ، زیربنای تفکرغیرانسانی را نسبت به زن درجامعه افغانی تشکیل میدهند.

درافغانستان زنان نه تنها درعرصه سیاسی محروم بوده اند، بل، درعرصه های آموزش وپرورش؛ مشاغل شخصی واجتماعی، ایجادروابط اجتماعی چه درخانواده وچه دراجتماع، با چالشهای جدی روبروبوده اند. که این محرومیت، ریشه دربنیش انسان شناسانه جامعه مردسالارافغانی دارد.

کانون تفاهم، بعنوان یک نهاد مدنی ومستقل، هشت مارچ ، روزجهانی زن را گرامی میدارد. وآن را بهانه ای برای آغازیک فصل جدید درراستای انسانی اندیشیدن درقبال زنان درافغانستان می داند.تا شاید به بهانه این روز روند تغییر دیدگاه غیرعقلانی نسبت به زنان آغازیدن گیرد به یک نگرش منطقی نسبت به آنان منتهی گردد. وبدین باوراست که، هرجامعه ای تا زیرساخت های فکری اش را تجدید نکند وبه پالودن باورهایش در ارتباط با ارزش های اصیل انسانی اقدام ننماید، موفق به ایجاد تغییرمثبت درسطح جامعه نخواهد شد.

کانون تفاهم، باتکیه برارزشهای انسانی که دراعلامیه جهانی حقوق بشرودیگرمیثاقهای بین المللی تسجیل یافته ودرسطح بین المللی، ازضمانت اجرائی برخورداراست، مسئولیت خویش میداند که، درراستای تحقق همان ارزش ها به خصوص حقوق انسانی زنان درافغانستان فعالیت نماید. ودرین راه ازهیچ سعی وتلاشی دریغ نورزد.

با احترام

کانون تفاهم

۱۶/۱۲ /۱۳۸۵

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 9:52  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

بیانیه کانون تفاهم بمناسبت تهیه و پخش فلم کابل اکسپرس

بیانیه کانون تفاهم

( به مناسبت تهیه و پخش فلم کابل اکسپرس )

آزادی و کرامت انسانی از تعرض مصئون است و دولت

 به احترام وحمایت آزادی وکرامت انسانی مکلف می باشد.

" ماده  24 قانون اساسی "

یکی ازعوامل مهم جنگ و تشتت در افغانستان احترام نگذاشتن به حقوق و آزادی های مردم و توهین وتحقیر اصناف و اقشارمختلف جامعه از سوی عناصر داخلی و گاها خارجی بوده است.بدون شک جنگ های داخلی در کشور تبارز عقده های بود که اهانت ها ، حقیرها و حق خوری ها ، د ردل شهروندان کشور گره زده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 14:41  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

قطعنامه

بسم الله الرحمن الرحيم

جامعه‌اي خواهان عدالت و انصاف است

(قطعنامة گردهمايي بزرگ حمايت از حيثيت و هويت جامعه)

 

در شرايط حساس و شكننده‌ي موجود افغانستان كه كشور از وضعيت بحران به سوي ثبات و امنيت و قانونيت حركت دارد، تهيه و پخش فيلم سخيف و اهانت‌كننده‌ي «كابل اكسپرس» كه توليد كننده، نويسنده و كاركردان آن هندي بوده و در تهيه‌ي آن ارگان‌ها و افراد افغاني به شمول افغان فيلم و عظیم فبلم همکاری و نقش داشته اند، اقدامي غيرمسئولانه و اهانت آشكار به عزت، حيثيت، آّبرو و وقار ملت افغانستان، به خصوص، ميليون‌ها شهروند هزاره‌ي كشور مي‌باشد. در فيلم «كابل اكسپرس» جامعه‌ي هزاره با عناوين و القابي همچون «خطرناك‌ترين»، «وحشي‌ترين»، «كساني كه پيشه‌ي شان غارتگري است»، «مردم را برهنه مي‌سازند»، «ميخ به سر مردم مي‌زنند»، «بر زنان تجاوز مي‌كنند» و «نجات از دست آنان دشوارتر از نجات از هواپيماهاي امريكايي است» مورد تعرض و هتك حرمت قرار مي‌گيرد. اين فيلم به طور رسمي در هند افتتاح شده و از آن در اظهارات متعدد به عنوان افتخار هنر و سينماي افغاني ياد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 14:20  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

معلم گل چمن

قصه ای از زندگی من

 

امروز قصه تلخی دارم، قصه از دلتنگی ها، و رنجهای  یک زن آسیب دیده از جنگ و قصه ای توام با تلخی ها، امید و یاس.

نام من گل چمن  است . در سال 1363 در دره فولادی مرکز ولایت بامیان ، در یک خانواده صمیمی به دنیا آمدم. زمانیکه هنوز خیلی کوچک بودم مثل صدها کودک دیگر دنیا را محدود به بازی های کودکانه می دیدم .روزهایم با جست وخیز کودکانه و شب هایم با خواب و خیال کودکانه به سر می شد.

هشت سال داشتم که حادثه  بدی در زندگی من اتفاق افتاد. آنزمان خانواده پدرم در دره حشکک همسایه بود. روزی بیرون از خانه بودم که صدای مهیب طیاره های (  خلقی ها ) گوشهایم را پر کرد. در جستجوی پناهگاهی بودم که انفجاری مرا از حال برد. وقتی چشم باز کردم، پایم به شدت  آسیب دیده بود، شکسته بود. خود را در وضع بدی یافتم. غرق خون و خاک با پای معیوب و شکسته.

گرچند در آن روز به این حادثه بد هم با چشم کودکانه نگاه می کردم.برایم زیاد جدی نبود. اما وقتی کمی به خود آمدم و به آینده و فرداهایم نگاه کردم یکباره دنیا در پش چشمانم  تاریک شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 14:27  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

محمد نعیم انصافی

  اشاره : این نبشته را یکی ازاعضای صادق کانون تفاهم و از همکاران وبلاگ که فعلا در کشور هند مشغول تحصیل اند ، محترم آقای انصافی ، برای وبلاگ فرستاده است.که با عین متن و محتوا دروبلاک گذاشته شده ،امید که دوستان بخوانند و نظر بدهند.

جا داردکه از محترم آقای انصافی تشکرکنیم که مارا همکاری می کنند.

نگاهی به سازمانهای مدنی و پرسشی چند

 میخواستم به ادامۀ نوشته های افتتاحیه ای که در آغاز گشایش وبلاگ کانون تفاهم گنجانیده شده است، تعریفی از نهاد های اجتماعی وکانونهای اجتماعی بدهم و به دنبال آن پرسشی چندی را با  دوستان وبلاگ نویس و به ویژه دوستانی که در یکی از نهادهای فرهنگی ودانشجوئ عضویت دارند، مطرح کنم .
کانون یا انجمن که ترجمه انگلیسی آن
(association) میباشد، به نهاد اجتماعی گفته میشود که دارای مقاصد واهداف معیین ومشخص می باشد.و یا به عبارت دیگر کانون یا انجمن از افراد همفکر وآگاه ازمسایل جامعۀ متشکل است که گرد هم آمده، تشکیل یک ارگان را داده اند برای نایل گشتن به اهدافمشخص ومعیین فعالیت می نماید
. گروههای سیاسی، فرهنگی واجتماعی از محصلین میتواند نمونه های از آن باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:48  توسط اعضای کانون تفاهم  | 

عکس های از کودکان در ولسوالی بهسود

          

                            برای دیدن عکسهای بیشتر لطفاْ اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 15:53  توسط اعضای کانون تفاهم  |